بهترین جملات زیبا و معروف از کتاب حرکت | صفحه ۵۳ | طاقچه
کتاب حرکت اثر علی صفایی حائری

بریده‌هایی از کتاب حرکت

دسته‌بندی:
امتیاز:
۴.۸از ۱۱۳ رأی
۴٫۸
(۱۱۳)
اگر می‌خواهی هدف کسی را عوض کنی، باید بینش او را نسبت به اندازه و قدرش، کم یا زیاد کنی و «قدر» هم، با «مقایسه‌ها» فهمیده می‌شود. انسان در مقایسه خود با پدیده‌ها، تفاوت خود را با آنها می‌بیند. کسی که قدر و ارزش خود را فهمید، دیگر هدفی کمتر از خودش را انتخاب نمی‌کند. اگر من بدانم که هستم، می‌توانم بفهمم برای چه باید باشم. ابهام‌ها از اینجا شروع می‌شود که این خط را نخوانده‌ام و به خاطر همین، خط دوم برایم گنگ است و تنها خود را با کلمه‌ها مشغول ساخته‌ام.
Ahmad
ما کلمه‌ها را قبل از معانی فهمیده‌ایم؛ در حالی که در یادگیری ابتدایی خود اول با یک پدیده روبرو می‌شدیم، بعد در برخوردها وقتی به ما می‌گفتند آب می‌خواهی؟ کلمه آب برایمان معنا داشت و آن را می‌فهمیدیم. بدبختی ما در این است که هنوز معنا و مفهوم را نشناخته، به خودِ کلمه رسیده‌ایم. من در برابر این سؤال که انسان برای چه آفریده شده؟ خیلی حساسیت داشتم و وقتی در جواب می‌شنیدم که برای کمال آفریده شده است. می‌گفتم: من اصلاً کمال را نمی‌خواهم، چرا آفریده شوم؟
Ahmad
آیا برای زیاد شدن و بارور کردن خودمان راهی سراغ داریم؟ با چه زیاد می‌شویم؟ با عبادت، با ریاضت، با جهاد، با نماز، با خدمت به خلق؟ اینها همه یک بُعد انسان را تربیت می‌کنند و در یک بُعد انسان ایجاد قدرت می‌کنند. در نتیجه خودشان عاملِ گرفتاری و ماندگاری انسان می‌شوند
Ahmad
مادامی که انسان خودش تربیت نشود و خودش زیاد و بارور نگردد، مادامی که در خودِ انسان حرکتی به وجود نیاید، هر نوع حرکتی، هر نوع تربیتی، هر نوع باروری و زیاد شدنی جز به کم شدن انسان منتهی نمی‌شود. آگاهی زیاد برای انسانی که خود زیاد نشده، جز رنج ندارد.
Ahmad
ضرورتی ندارد که حرکت را در خود ایجاد کنیم؛ چرا که این حرکت، این نیرو، این انگیزش در ما وجود دارد. باید این حرکت طبیعی را که در ما وجود دارد و از ساخت و بافت و ترکیب ما مایه گرفته، به سمت و جهتی هدایت کنیم. ما مستمرآ می‌جوشیم، ولی باید به این جوشش جهت دهیم.
Ahmad
انسانی که حتی با مرگش متولد می‌شود، نمی‌تواند حرکتش را به هفتاد سال محدود کند، اینجاست که عشق به معاد مطرح می‌شود. او احساس می‌کند ادامه دارد و به ادامه خویش نه تنها شناخت که عشق پیدا می‌کند.
Ahmad
ترکیب و ساخت انسان، به گونه‌ای است که برایش امکان ایستادن نیست. آدمی طوری آفریده شده که نمی‌تواند بماند. در او شوری ریخته‌اند، به او خود آگاهی و بینشی داده‌اند که می‌داند قلّه‌هایی که باید به دست آورد، غیر از چیزی است که امروز در آن قرار دارد. همین احساس، حرکت انسان را چه در مراحل عالی روحی‌اش، چه در جامعه‌اش و چه در تاریخش، تأمین می‌کند. ضرورت حرکت، از ترکیب ما، از فطرت ما، از ساخت ما مایه می‌گیرد و به همین خاطر کسانی که حرکتی ندارند، مجبورند با تنوع‌ها خودشان را مشغول کنند. تنوع‌طلبی، نشان دهنده نیازی است که ارضاء نشده؛ مثل گرسنه‌ای که اگر به او غذا ندهند، کثافت‌ها را هم می‌خورد.
Ahmad
کسانی که سر به بالا دارند و حرکتی متعالی را می‌خواهند، مثل سنگ نیستند تا با هُل دادن به جایی برسند؛ چرا که وقتی این نیرو تمام شد، سقوط می‌کنند؛ که سقوط، یک اصل طبیعی برای سنگ‌هاست. ولی اگر ریشه‌ها در انسان جان گرفت، آنچه برای همه غیر طبیعی است، طبیعی‌ترین خواهد بود که حرکت بر خلافِ جریانِ طبیعی سنگ‌ها، یک اصلِ طبیعی برای حرکت گیاهان است. ما باید سر به بالا داشته باشیم، باید حرکت کنیم و از زیر خاک و سنگ بیرون آییم که حرکت، برای آنهایی که ریشه دارند امکان و حتی ضرورت دارد.
Ahmad
اگر بنا شد بازیگر نمایشی هم باشم، نمایشنامه‌ای که خود می‌فهمم، بهتر می‌توانم آن را اجرا کنم. آنچه را نمی‌فهمم، کارم را به افتضاح می‌کشاند.
Ahmad
اگر بنا شد بازیگر نمایشی هم باشم، نمایشنامه‌ای که خود می‌فهمم، بهتر می‌توانم آن را اجرا کنم. آنچه را نمی‌فهمم، کارم را به افتضاح می‌کشاند.
Ahmad

حجم

۲۰۹٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۶

تعداد صفحه‌ها

۳۰۴ صفحه

حجم

۲۰۹٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۶

تعداد صفحه‌ها

۳۰۴ صفحه

قیمت:
۳۲,۰۰۰
تومان
صفحه قبل۱
...
۵۲
۵۳
صفحه بعد